آمده ام برای تو بنویسم.دیگر قرار نیست سعی کنم نوشته هایم زیبا باشد و به اصطلاح با قلمم صفحه را به آتش بکشم.خیلی بی پرده میگویم.فقط برای تو اینجایم.
برای تو..آمده ام بگویم تو را این روز ها بیشتر از همی
امروز نشستم فکر کردم و متوجه شدم چه قدردلم برای تمام چیزایی که رفتند یا دارن میرن تنگ میشه.اونقدری تنگ خواهد شد که بشینم براش هر چند وقت یه بار درست حسابی سیگار بکشم.
امروز فهمیدم تلاش کردن برای با